تبليغاتX
يك دختر اميدوار
يك دختر اميدوار
به نام او
نگارش در تاريخ یکشنبه 8 آذر1388 توسط رويا
تو دنیا برای من کاری لذت بخش تر از بافتنی وجود نداره

من عاااااشق بافتنی بافتنم هر وقت هم حوصله ام سر میره میرم توی پاساژ مخصوص کاموا می ایستم کامواهای خوشگل و رنگارنگ رو تماشا می کنم کلی ذوق میکنم و حالم میاد سر جاش  

دلم می خواد یه عااالمه کاموای رنگارنگ بخرم و از اینترنت مدل بردارم برای خودم ببافم آخ که چه کیفی میده

تازه موقع بافتنش هم که آدم میره تو خلسه انگاری که میری تو یه دنیای دیگه

بهترین موقعیت برای فکر کردن و آروم شدن

یه چیز جالبم هست اونم اینه که کاموا تنها چیزیه که مامانم با خرید مکررش مخالفت نمیکنه و هر موقع می بینه دوباره یه رنگ تازه خریدم مثل من ذوق میکنه و می شینه طرح میده واسه بافتنش

گربه ها هم کاموا دوست دارن مگه نه؟

 

امشب که یاد من نیستی

بگذار برایت ترانه ای بخوانم

از آدمکی برفی

که در حسرتت آب شد

و تو چشم های خیسش را

به آستین پیراهنت دوختی

نگارش در تاريخ دوشنبه 25 آبان1388 توسط رويا
Click here to visit the Emoticons Mail siteوبلاگم هم مثل خودم گاهی سرزنده ست گاهی بی حال

احساس می کنم اونهایی که میان نظر میدن هم مجبوری این کارو می کنن

اگه اینجا دیگه جذاب نیست خودمم می دونم هیچ کسی مجبور نیست بیاد و بخونتش

اینها رو می نویسم تا یادم نره چند مدت طول می کشه تا به خودم بیام

نمی دونم کی قراره این وضعیت تموم بشه ولی می دونم که تموم میشه

Click here to visit the Emoticons Mail siteچقدر من ماه نوامبر رو دوست دارم

Click here to visit the Emoticons Mail siteشنبه وبلاگم یک ساله شد ...

نگارش در تاريخ سه شنبه 19 آبان1388 توسط رويا

جمعه قراره بریم اردو

چه عجب مگه نه؟دو ساله دانشجوییم تازه داریم میریم اردو

البته ۲ هفته پیشم رفتیم واسه واحد اکولوژی ولی این باحال تره چون استادشو خیلی دوست دارم

خدا کنه خوش بگذره

این روزها باز خوشی زده زیر دلم همش دپرسم و اینجوری

درباره وبلاگ

سلام من رويا هستم و 21 سالمه . خوش اومدین به اینجا .
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها

قالب وبلاگ